الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
85
الغدير ( فارسي )
پس او با در اختيار داشتن اين همه آثار نيك و برون آمدن از اين مظهر پاك - با آن زادگاه ناپاكى كه داشته است - معجزهء روزگار خود بوده و شيعهء ديروز و امروز بزرگداشت وى و فروتنى در برابر عظمت او را از واجبات دينى خود دانسته و مىداند . « ابن عبد ربه » در صفحهء 289 جلد 2 « عقد الفريد » گفته است : سيد حميرى سر آمد شيعه است و نمونه اى از بزرگداشت شيعه از او ، اين بود كه در مسجد كوفه برايش مسند انداخته بودند . و در حديث « شيخ طايفه » كه پس از اين خواهد آمد ، چنين است : كه « جعفر بن عفان طائى » به سيّد گفت : تو سر آمدى و ما ، دنباله رو . و چنين كارى از شيعه تازگى ندارد ، پس از آنكه امام صادق ( ع ) سيد را منزلت بخشيده ، و دلائلى از امامت ، مانند حديث انقلاب شراب به شير و داستان قبر و باز شدن زبان سيد در هنگام بيمارى و غير آن ، به وى ارائه دادهاند كه كرامتى جاويد براى سيد بجا گذاشته و تاريخ آن را ضبط كرده است . و حديث مستفيض ، گوياى ترحم و دعاء امام به وى و تشكَّر از كوششهاى اوست . اين سخن امام نيز به شيعه رسيده است كه به نكوهشگر سيد فرمود : اگر گامى از او بلغزد ، قدم ديگرش برجاست . و سيّد را به بهشت نيز بشارت دادهاند . و امام ( ع ) خواهان خواندن شعر او بود و بدان اعتنا داشت . « و فضيل بن رسان » و « ابو هارون مكفوف » و خود سيد ، براى حضرت صادق ( ع ) شعر خواندهاند . « ابو الفرج » از « على بن اسماعيل تميمى » و او از پدرش روايت كرده است كه گفت : در خدمت ابى عبد اللَّه جعفر بن محمّد ( ع ) بودم كه دربان امام براى سيّد اجازهء ورود خواست و حضرت دستور داد كه او را در آورد . پس خانواده اش را در پشت پرده نشاند و سيد داخل شد و سلام كرد و نشست ، امام درخواست خواندن شعر كرد و سيد اين سرودهء خود را خواند : بر قبر حسين ( ع ) بگذر و به استخوانهاى پاكش بگو :